لطایف الشکر
امتیاز دهید
این کتاب مفرح شامل لطیفه های مد روز و داغ است که شما را به شدت می خنداند و سرگرم می کند.
از متن کتاب:
- زنگ زدم یه جا برای کار بهم میگه ۱۵ روز کار، ۱۵ روز استراحت ماهی ۸ تومن بهش میگم نمیشه اون ۱۵ روز رو هم نیام، ماهی ۴ تومن؟
- معتاده کنار خیابون نشسته، کله اش چسبیده به کف آسفالت. دوستم میگه معتاده؟ میگم نه ژیمناسیک کاره داره انعطاف بدنشو به رخ ملت میکشه.
- یکی زنگ زد بهم گفت: شما؟ گفتم: ببخشید اشتباه برداشتم. خودش مرد از خنده فردا تشییع جنازشه.
- با پسر عموهام رفتیم استخر سر شام شرط بستیم هرکی بیشتر زیر آب بمونه. شانس آوردیم غریق نجاتا با چک و لگد آوردنمون بیرون نزدیک بود خاندانمون عزادار بشه.
- دیشب تو پمپ بنزین به معجزه دیدم. یارو پنج لیتر و نیم تو یه ظرف چهار لیتری بنزین زد. وقتی هم به مسئول پمپ بنزین گفت، طرف گفت: احتمالا دبه ات خرابه!
- زن و مردی برای طلاق رفتن دادگاه. قاضی گفت: شما سه تا بچه دارید. چه جوری می خواید اونا رو بین خودتون تقسیمشون کنین؟ زن و مرد بعد از یه مکالمه و جر و بحث طولانی رو به قاضی گفتن باشه آقای قاضی، ما سال بعد با یه بچه بیشتر میایم. ۹ ماه بعد اونا دوقلو به دنیا آوردن!...
از متن کتاب:
- زنگ زدم یه جا برای کار بهم میگه ۱۵ روز کار، ۱۵ روز استراحت ماهی ۸ تومن بهش میگم نمیشه اون ۱۵ روز رو هم نیام، ماهی ۴ تومن؟
- معتاده کنار خیابون نشسته، کله اش چسبیده به کف آسفالت. دوستم میگه معتاده؟ میگم نه ژیمناسیک کاره داره انعطاف بدنشو به رخ ملت میکشه.
- یکی زنگ زد بهم گفت: شما؟ گفتم: ببخشید اشتباه برداشتم. خودش مرد از خنده فردا تشییع جنازشه.
- با پسر عموهام رفتیم استخر سر شام شرط بستیم هرکی بیشتر زیر آب بمونه. شانس آوردیم غریق نجاتا با چک و لگد آوردنمون بیرون نزدیک بود خاندانمون عزادار بشه.
- دیشب تو پمپ بنزین به معجزه دیدم. یارو پنج لیتر و نیم تو یه ظرف چهار لیتری بنزین زد. وقتی هم به مسئول پمپ بنزین گفت، طرف گفت: احتمالا دبه ات خرابه!
- زن و مردی برای طلاق رفتن دادگاه. قاضی گفت: شما سه تا بچه دارید. چه جوری می خواید اونا رو بین خودتون تقسیمشون کنین؟ زن و مرد بعد از یه مکالمه و جر و بحث طولانی رو به قاضی گفتن باشه آقای قاضی، ما سال بعد با یه بچه بیشتر میایم. ۹ ماه بعد اونا دوقلو به دنیا آوردن!...
آپلود شده توسط:
saeedmosayebi
1405/03/27
دیدگاههای کتاب الکترونیکی لطایف الشکر